من زنده ام ای وطن در پناه تو ...
چنان غم رو دلم میشینه وقتی ...
اشک تو چشام حلقه میزنه وقتی...
وقتی دارم سریال سالهای مشروطه رو می بینم تو این روزگاران ...
زنده باد امیر کبیر . آه از این همه توطئه و خیانت و هوس بازی...
بالاخره جواب داد . امیر کبیر من عزل شد.شوکت و لیاقت و شایسته سالاری از ایران من عزل شد.
آره جواب داد. مادر هوس ران و فاسد ناصر الدین شاه نفهم و بی شعور تونست انتقام خوبی از امیر بگیره. یک ملت فدای هوسرانی زنی...
و چه حیوان صفتهایی پست تر و سود جو تر از انگلیسی ها ؟
امیر کبیر مرا در هم شکستند...زنده باد امیر لایق من...زنده باد امیر لایق ایران من...
این فیلمو وقتی می بینم تمام حرفهای تلنبار شده ی تو دلم ، تمام دردهام انگار تازه میشند و انگار همین طور تصاویر تجسم شده ی تو ذهنم رو دارن به تصویر میکشن...
امیر برکنار می شود...
جملات ناصرالدین شاه آتیشم می زنه مثل اون جملات چند ماه قبل... :
آقا خان ! هیچ کس مثل امیر کبیر برا من نمیشه . اما صلاح دونستم که فعلا اون بره کنار . میدونم هیچ کس لایق تر از اون نیست برای صدر اعظمی ایران. میدونم تو اصلا در حد جانشین امیر نیستی ! تو خیلی آدم کوچیکی هستی ...اصلا در حد امیر نیستی . ایران یه امیر بیشتر نداره...
بیا بگیر . اینم حکم صدر اعظمی تو .
ناصر الدین شاه به امیر کبیر من :
امیر ! تو لایق ترینی و من میدانم . اما بذار فعلا استراحت کنی. من و تو دوباره با هم کنار هم خواهیم بود.
تو هستی پیش ما . فقط صدر اعظم نیستی...صلاح اینه که ...
امیر کبیر من در پاسخ به جمله ناصر الدین شاه که گفت برو استراحت کن ، گفت : استراحت امیر مرگ امیره .
....
بابا صدرات حق امیر کبیره...یعنی چه که تو هستی پس صدر اعظم هم نباشی مهم نیست یا مثلا چون تو هستی خاطرمون جمعه ! هر چند صدر اعظم نباشی...تک تک این جملات منو به چند ماه پیش می بره...امیر کبیر باید درک میکرد ! آره امیرکبیر باید خودشو جای اون ! یا آنهایی که صدر اعظم انتخاب کردند !!!!!!! میذاشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شرم نمی کردند از این جملات و توجیحات جان سوز ؟
بابا می فهمی کیو عزل کردی ؟ بابا اون امیر کبیر بود .می فهمی امیر کبیر یعنی چی ؟؟؟
امیر کبیر یعنی ایران.
ای دریغ ...
پی نوشت 1 : از تک تک اعضای بدنم فریاد آه و حسرت بلند میشه . اشک میاد تو چشام.اگه کسی نباشه تو خونه گریه می کنم بحال در هم شکستن امیر کبیر ایران من.
پی نوشت 2 : با بابام فیلمو می بینم. اطلاعات کاملی در مورد امیر کبیر عزیز من داره. حسابی در موردش مطالعه داشته. تک تک جمله ها و دیالوگهای فیلم بد جوری آتیش میزنه هر دومونو . همین طور که فیلمو می بینیم یه سری اطلاعات تکمیلی و توضیحی برام میگه و من چیزی جز آه و حسرت...
پی نوشت 3 : کمر به قتل امیر بسته اند...
پی نوشت آخر : تیتراژ پایانی این سریال رو سالار عقیلی خونده. شعرشم از عبدالجبار کاکایی هستش. هر دوشون رو می شناسم و حتی عبدالجبار رو هم از نزدیک دیدمش . بد جوری به دلم میشینه. زنده باد سالار عقیلی و عبدالجبار کاکایی.زنده باد ایران.
این شعرش :
تازه تر کن داغ ما را
طاقت دوری نمانده شکوه سر کن در تن ما تاب مهجوری نمانده پر گشاید شور و شیون از جگر ها ای دریغ دل به زخمی شعله ور شد جان به عشقی مبتلا بر نتابد سینه ی ما داغ چندین ماجرا تازه شد به هوای تو دل تنگ ما ای وای تازه تر کن داغ ما را شعله زد جانم خدا با تو هرگز برنگردد عهد و پیمانم من زنده ام ای وطن در پناه تو سر چه باشد بر تن جان چه باشد بر کف تا
سپارم در راه تو ماند در دلم داغی از فریاد تو شد وقت دلتنگی ها با یاد تو
اینم لینک دانلود تیتراژ پایانی سریال سالهای مشروطه :
برای دانلــــــود کلیک کنید .





